سه سال پیش، در خرداد 88، در یک چنین روزهایی، بعد از اینکه درس های دانشگاهم در اکسفورد تمام شد، به تهران آمدم تا موقع انتشار رمان کی خسرو در تهران باشم. همین سفر ساده، زندگی ام را زیر و رو کرد. پیش از آن ناشر بودم، نویسنده، بودم، پزشک بودم و سرم به زندگی…
برچسب: کی خسرو، رمان
مصاحبه سارا دهقان از برنامه شباهنگ صدای امریکا با آرش حجازی (قسمت اول): نشر، ترجمه، نویسندگی و سانسور در ایران
قسمت دوم این مصاحبه را اینجا ببینید
رمان کی خسرو – آرش حجازی – 4
[برای خواندن قسمت سوم به اینجا مراجعه کنید][برای خواندن قسمت دوم به اینجا مراجعه کنید][برای خواندن قسمت اول به اینجا مراجعه کنید]صدای پا در راهرو، حرفهای نامفهوم، به هم خوردن درها، صداهای گنگ، او را از خواب میپراند. تکمهی زنگ را میزند. بهیار سفیدپوشی به اتاقش میآید. «چه خبر است در راهرو؟» «وقت ملاقات است.»…
کی خسرو – آرش حجازی – 3
[برای خواندن قسمت اول به اینجا مراجعه کنید] [برای خواندن قسمت دوم به اینجا مراجعه کنید] پنج دقیقه به ده مانده بود. آدورا قبل از زدنِ درِ اتاق استادش پنج دقیقه در راهرو دانشکده منتظر ماند. خانم دکتر مهتاش خیلی به دقیق بودن حساس بود. آدورا تا پنج صبح کار کرده بود و بعدش هم…
کی خسرو – آرش حجازی – 2
[برای خواندن قسمت اول به اینجا مراجعه کنید] به هوش که ميآيد، دمر خوابیده و سوسک درشتی را ميبيند که کف اتاق، خونسرد، از این طرف به آن طرف قدم میزند. هنوز منگ است و بوی هوای مانده آزارش میدهد. تنها احساسش درد شدیدی است در پشتش، طرف چپ قفسهی سینهاش. مغزش جواب نمیدهد که…
کی خسرو، فصل اول
[نظرات متفاوتی در مورد گذاشتن رمان روی اینترنت دریافت کردم. بنابراین برای تجربه، صفحاتی از کتاب را می گذارم. آن هایی که گفته بودند پیشنهاد بدی نیست، اگر نظرشان عوض شد بگویند] كیخسرو آرش حجازی انتشارات کاروان به کیخسرو کوچولو که چون همنامش آزاده باشد کلیهی رخدادها و شخصیتهای این داستان، خیالی و محصول تخیل…
نظرسنجی سریع، در مورد رمان کی خسرو
تازه ترین رمان من با اسم کی خسرو به زودی منتشر می شود. فکر کردم شاید عده ای دلشان بخواهد قبل از انتشارش با محتوای آن آشنا بشوند. اما گذاشتن خرده خرده این رمان در این وبلاگ زحمت زیادی می برد. باید مطمئن بشوم که به اندازه کافی علاقه مند بر car cigarette lighter 28…