آقای دکتر شهید، فقط نوک کوه یخ را دیده اید: نامه سرگشاده به دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران

شما ممکن است این را هم بپسندید

6 پاسخ‌ها

  1. تفکر گفت:

    ندا Neda
    ‫..
    ‫ندا ، را بی ندا کردی بسیجی
    ‫تو ، کا‫ری بی خدا کردی بسیجی
    ‫چو ، سر دسته ، نهیبی بر شما زد
    ‫تَنی از جان ، جدا کردی بسیجی
    .
    ‫‫ترا گفتند ، دشمن در کمین است
    ‫پسر یا دختری ، شاید همین است
    ‫بهشت و حوری اش ، در خاطر آور
    ‫رسیدن هم به آن ، راهش همین است
    .
    ‫‫که کشتن در رَه ، اَل لَه ، ثواب است
    ‫امام ِ غایبت ، پا در رکاب است
    ‫همو ناظر، به مُلک و اُمت خود
    ‫که رهبر ، نایبش ، در رأس کار است
    .
    ‫امام ِ جمعه و آخوند و رهبر
    ‫همه دارند ، بسی اموال در بَر
    ‫خورند از مال مردم تا به تیهو
    ‫سرابت می دهند ، از آب کوثر
    .
    ‫‫بسیجی جان تو هم فرزند مائی
    ‫ازین بوم و ، تو هم از این سرائی
    ‫فریبت می دهند ، آخوند و ملا
    ‫حقیقت در کجا ، تو در کجائی
    .
    ‫‫کدام آخوند ، در شهر و کناره
    ‫به جنگ ِ هشت سال ، فرزند داده
    ‫بهشت و حوری اش شیرین نماید
    ‫تو را آهو به دشت ، نگرفته داده
    .
    ‫‫‫بسیجی ، مِهر دید ، اندر اسارت
    ‫پس از تیری که او زد ، با جهالت
    ‫ندامت در دلش ، آتش بر او زد
    ‫هزار افسوس بود ، سیما و حالت
    .
    ‫‫ندا ، چون خواهرم ، صغرا ، سکینه
    ‫بمن ، فرمانده گفت ، دشمن همینه
    ‫بزن !!! سهمی به بَر از آب کوثر
    بجایش داده اند ، آب خزینه
    ‫‫..
    ‫سوز
    ۹ تیر ۱۳۸۸ − 30.06.2009

  2. تفکر گفت:

    س.ع. در ژوئیه 11, 2009 در 16:16
    آيا اينه جواب بسيجي هايي كه 8 ( هشت) سال جونشو نو در راه دفاع از اسلام و ايران و مردم عزيز دادند؟

    ببينيد كي از اين حرف ها سود ميبرد؟

    فريب دشمنان وحدت ايرانيان را نخوريد…

    هشيار باشيد…

    در ژوئیه 12, 2009 در 21:25 | پاسخtafakkor azad
    ‫دوست عزیز تمام بند های شعر ‫را که نگاه کنید می بینید نوشته:
    …… …….
    بسیجی جان تو هم فرزند مائی
    ‫ازین بوم و ، تو هم از این سرائی
    ….. …….
    ندا ، چون خواهرم ، صغرا ، سکینه
    ‫بمن ، فرمانده گفت ، دشمن همینه
    ‫بزن !!! سهمی به بَر از آب کوثر
    بجایش داده اند ، آب خزینه
    …… …….
    بسیجی ، مِهر دید ، اندر اسارت
    ‫پس از تیری که او زد ، با جهالت
    ‫ندامت در دلش ، آتش بر او زد
    ‫هزار افسوس بود ، سیما و حالت
    ……. ……..
    ‫در اینجا نشان داده شده که بسیجی یه ، با شرف و با وجدان از کاری
    ‫که کرده است ، سخت پشیمان است.
    چه چیز او را باین کار واداشت؟
    ‫آیا او به میل خود این کار را کرد یا فرمانده باو دستور داد ،
    به فرمانده هم ‫فرمانده دیگری دستور داده است .
    در اصل محل اصلی صدور فرمان مورد ‫انتقاد است .
    مردمی که این فرد تیر انداز را دستگیر کردند که او را آزاد کردند
    ‫و به او آزاری نرساندند ، بنا براین قضاوت عمومی
    و از نظر خیلی ها هم آن شخص گناهکار اصلی نبود.
    ‫این افراد مومن مورد سوء استفاده شخصی قرار گرفته اند ،
    ‫و آنها را با انگیزه های دینی و مذهبی به کار خلاف وادار می کنند.
    ‫……. …….
    ‫جلوی چشم شما تقلب می کنند ، شما اعتراض می کنید که
    ‫ای بابا این کار درست نیست ، خلاف است . آنوقت شخص خلاف کار
    ‫توی دهن شما بزند که ای کافر ، ای بی دین ، به من می گوئی
    ‫خلاف کرده ام . سزای تو مشت و لگد خوردن است و چوب باتوم.
    ‫و مثلا امام جمعه اش ، می گوید با این معترضین باید با شدت
    ‫هرچه تمام تر بر خورد کرد که برای دیگران عبرت بشود.
    ‫آیا بسیجی ها هشت سال برای این افراد با این تزویر و ریا
    ‫جنگ کردند؟ مسلم است که نه .
    ‫ایده ها والا ، نجات کشور ، و ساختن کشوری با عدل و انصاف بود.
    ‫و تمام افرادی که در جنگ هشت ساله از میهن عزیزشان
    ‫دفاع می کردند محترم هستند و روی چشم همه ما جا دارند.

  3. تفکر گفت:

    ‫‫ندا 2 Neda

    ‫..
    ‫ندا را بی ندا کردی بسیجی
    ‫‫‫جهانی ، بر عزا کردی بسیجی
    ‫نگاه ِ آهوی معصوم ، ندا ، شد
    ‫نماد مردم ِ ایران ، بسیجی

    ‫نگاه ِ تو سخن می گفت با ما‫
    ‫کجائید ای جوانان ، نسل ِ فردا
    ‫نگاهش جستجو ، ندای ِ ایران
    که همکاری کنید ، پیکار ما را

    ‫صدا ، از بَهر ِ آزادی بلند شد
    ‫ندا ها را ، ز ِ‫ خون ها ، جامه ، تر شد
    ‫ندایت را بلند ، آزاد سَر د ِه
    ‫ندا های جهان ، همراه تر شد

    ‫که دزدان جملگی با هم نشستند
    ‫به غارت ، مال ما ، پیمان به بستند
    ‫ستان مام ِ وطن از بردیا ها
    ‫نشان ، نیکان که آزاده پرستند
    ‫..
    ‫سوز ‫

    ‫ ۱۱ تیر ۱۳۸۸ − 02.07.2009

    ‫تابلو نقاشی بنام چشمان از :

    Neda” iran”- ‘ Tim O’Brien – ‘Eyes

    http://www.drawger.com/tonka/?article_id=8147

  4. تفکر گفت:

    ندا 3 Neda
    ‫..
    ندا از جان ، جدا کردی بسیجی
    ‫نگاهش جاودان کردی بسیجی
    ‫ندا و آن نگاه ِ پس چرایش‫
    جهان را ماندگار کردی ، بسیجی

    .

    جهان را با نگاهش باز خواهد
    ‫چرا ، من را در اینجا خوار خواهد
    ‫نگاهش پُر ز معنا ، بر من و توست
    ‫به آزاد کوشی ات ، تکرار خواهد
    ‫..
    ‫سوز
    ۱۰ تیر ۱۳۸۸ − 01.07.2009

  5. تفکر گفت:

    ندا 4 Neda

    ..

    ندا جان آن نگاهت ، نگاه ِ پر ز ِ رازت ، شد جهانی

    چنان است آن نگاه ، گویا ز ِ من اسرار خوانی

    نگاهت را ، تمنا و تحکم با سئوال همراه باشد

    برای کسب آزادی ، تمام ِ مردمان ، همراه خوانی

    ..

    سوز

    12 تیر – 03.07.2009

  6. تفکر گفت:

    ‫نگاه ندا جهانی شد
    ‫..
    ‫نگاه او ، نگاه سئوالی و حالت انتظار و توقع ِ تحرک از جانب
    ‫بیننده را نشان می دهد . یک نفر زخمی و ناتوان که خودش
    ‫نمی تواند بخودش کمک کند و با نگاه خود ، انتظار کمک دارد.
    ‫.
    ‫یک هفته از پخش صحنه ِ جان به جان آفرین دادن ِ ندا
    ‫نگذشته است که ، یک نقاش غیر ایرانی ، از این ‫نگاه ،
    نگاهی که با بیننده اش خیلی حرف ها می زند ، ‫متأثر
    ‫شده و یک تابلو از ندا و نگاهش کشیده است که فقط
    سر و گردن ندا هست‫ و نگاه ندا را در آخرین لحظه ،
    ‫در حال خداحافظی با جهان مادی را نشان می دهد.
    ‫آن فرد خارجی ، ندا را نمی شناخت ، او ندا را انسانی
    ‫شناخته بود که مثل ِ بقییه مردم ، در خیابان ها برای
    ‫برگرداندن ِ احترام ، و به حساب آمدن رأی خودش
    ‫راه پیمائی میکرد و بطور صلح آمیز فقط رأی خودشان
    ‫را می خواستند که در جوابشان ، عده ای از مردم ،
    ‫چماق و باتوم ، لگد و مشت و ضربه ِ کله با کلاه کاسکت
    ‫دریافت کردند و عده ای چون ندا ، گلوله دریافت کردند.
    ‫.
    چندین نفر ‫دیگر هم با بدن خونین و پیکر بی جان یا
    ‫نیمه جان و خون آلود ، در عکس ها و یا ویدئو های
    ‫موبایل ها دیده می شوند. زمان گلوله خوردن ِ آنها
    ‫به کاملی ویدئوی ندا ، فیلم برداری نشد .
    ‫ندا ، ندای مردم ، بطور تصادفی فیلم برداری شد .
    ‫و یک صحنه سمبولیک از ندای مردم شد و نشان
    می داد ‫که از طرف حکومت ، ‫ندای آزادی ،
    ‫ندای مردم ایران با گلوله جواب داده می شود.
    ‫..
    ‫سوز
    ۱۰ تیر ۱۳۸۸ − 01.07.2009
    Tim OBrien ‘eyes’ – Neda , iran
    http://www.drawger.com/tonka/?article_id=8147