استعفا از مدیریت انتشارات کاروان

شما ممکن است این را هم بپسندید

23 پاسخ‌ها

  1. عاطفه گفت:

    خیلی متاسف شدم . امیدوارم به زودی برگردید.

  2. فرزاد م گفت:

    آرش عزیز…به امید پروردگار به زودی به سرزمین مادری خواهی گشت و دوباره به توسعه فرهنگ و زبان فارسی کمک شایان خواهی کرد…

  3. امید گفت:

    به زودی جشن بازگشت شما به ایران و کاروان را خواهیم گرفت

  4. پت گفت:

    نشر کاروان برای من و بسیاری از هم سن و سال‌های من بیشتر از آن که یک منتشر کننده‌ی کتاب باشد، یک جواهر فروشی بود. جواهر فروشی که با گذر زمان مطمئن شدیم، جواهراتش همه اصلند و بدلی در کار نیست. خسته نباشید و ممنون.

  5. ارمغان گفت:

    درود به شما، آرش حجازی عزیز، که شرف و آزادگی ر و به هیچ قیمتی نفروختی.. جای شما و نوشته ها و ترجمه های زیباتون در کاروان واقعا خالی خواهد بود
    اون روز نزدیکه که باز شما رو در ایران و انتشارات کاروان ببینید..
    براتون بهترین آرزو ها رو دارم

  6. ارکیده گفت:

    خیلی خیلی متاسفم آرش عزیز …به امید بازگشت هر چه زودتر شما به ایران و همین طور کاروان

  7. ارکیده گفت:

    خیلی خیلی متاسفم آرش عزیز …به امید بازگشت شما به ایران و همینطور کاروان.

  8. مانا گفت:

    به عنوان کسی که در تمام این سالها خواننده انتشارات کاروان بودم از تمامی زحماتتان تشکر می کنم. به امید ایراتی سربلند و آزاد

  9. homayoon گفت:

    ishala ye roz dobare to namayeshgah ketab azet emza migirim

  10. دانشجو زرتشتی شیراز گفت:

    سلام و درود بر یکی از مورده علاقه ترین نویسندگانم
    به امیده دیداره دوباره شما در جشن های اهورایی خود
    بدرود هم نفس . . . .

  11. elhamyaseri گفت:

    mamnoon az zahamatetan, man az nazdik dar namayeshgahe ketab shoma ra molaghat kardam va dar sokhanraniye paolo quilo ham sherkat kardam, motasefam keh digar modire entesharat karvan nistid, barayetan arezooye movafaghiyat mikonam

  12. اریا گفت:

    ارش جان طلوع سبز ازادی نزدیک است…

  13. کیمیاگر گفت:

    درود بر تو دکتر عزیز
    به روشنی میبینم آیندهء نزدیکتر از نزدیک رو که همه در کنار هم در وطن جشن آزادی بگیریم

  14. طناز گفت:

    متاسفم…! فقط می تونم همین رو بگم…! امیدوارم هر چه زودتر بتونید برگردید.

  15. سپیده گفت:

    از خبر استعفا ناراحت شدم ولی دلیلش انقدر غرور آمیز است که طعم تلخ آن را ملس میکند.
    پاینده باشید.

  16. میترا ایراندخت گفت:

    آن روز که سایت ها نام شما را به عنوان طبیبی معرفی کردند که کوشیده بود ندا را نجات دهد این خبر باورم نمی شد. افسوس که در سرزمین مان قاتل ها آزادند و انسان های شریف در بند!
    روزی جرس فریاد زند بربندید محمل ها تا سوی ایران برگردد این کاروان.
    حتم دارم که برمی گردید به ایران.
    در انتظار آن روز خجسته شاد و سرافراز باشید!

  17. مستانه گفت:

    بعد از انتخابات، در گیر و دار همون خبرهای مربوط به ندا بود که یادم افتاد وقتی از ایران اومدم بیرون، هنوز مشترک خبرنامه کاروان بودم… دکتر حجازی، بارها وقتی صحبت از شما میشد برای دوستان ایرانی و غیر ایرانی از انتشارات کاروان میگفتم و تمام خاطرات شیرینی که برای تقریبا 10 سال به همراه خانواده و دوستانم از کتابها و فعالیتهای شما داشتم. امیدوارم روزی همه به ایران برگردیم و باز هم بتونیم روبروی غرفه شلوغ کاروان در نمایشگاه همدیگر رو ببینیم. سلامت و امیدوار باشید.

  18. محمد گفت:

    لعنت الله علی ………

  19. ميلاد گفت:

    سراسر اندوهم و در غم گرفتار. بسيار متاسف از رفتن بسيار خرسند از مردانگي و دلاوريت
    تو در ياد ما بودي و هستي و خواهي ماند. به عنوان يك آزاده. به تو افتخار مي كنيم دكتر

  20. Rana گفت:

    kasani mesle shoma eftekhare Iran zamin hastand, KEY-KHOSROYE asre jadid, omidvaram roozi (ke aslan door nist) be vatan bargardid…

  21. Aida گفت:

    so sorry for myself and this country that lost you dear Mr.Hejazi:(

  22. omid گفت:

    digeh chizi baraye az dadt dadan nadarim…

  23. داود گفت:

    در این غوغای مردم کش
    در این شهر به خون خفتن
    خوشا در چنگ شب مردن
    ولی از مرگ شب گفتن !